جایی میان همیشه و گاه - نيش عقرب نه از ره کين است!
جایی میان همیشه و گاه
گشتی در فرهنگ و هنر
نيش عقرب نه از ره کين است!
"نيش عقرب نه از ره کين است!
سردرگمي در عالم نقد جاي تعجب ندارد. تغيير جهت بر اساس بادهاي موسمي هم يک امر طبيعي است! عمر نقد دست کمي از عمر تئوريهاي فلسفي ندارد(بلکه اوضاعش وخیم تر هم هست). نقد هميشه ادعاي تحليل منطقي يا علمي دارد و به همين خاطر ناچاراً وارد وادي عدم قطعيت مي شود. چون هر برداشت منطقي مي تواند از يک نگاه ديگرغير منطقي باشد و هر اصل علمي هم با اصل ديگر که آن هم علمي است نقض مي شود. همانطور که يک نظريه فلسفي هيچ وقت به مدت بقاي خود اطمينان ندارد و حتی گاهي از ميان کنکاشها راهي براي نقض خود مي يابد! نقد يک اثر هنري يا ادبي از يک سو باعناصري مثل احساس و لذت که به صورت آشکار يا در لايه هاي زيرين نقد نفس مي کشند و از سوی ديگر با سبک سنگين کردن همراه است. نقد بیانمخلوطي از پسندهاي شخصي،لذت هاي لحظه اي و نقاط ضعف و قوت هنری یا تخصصیيک اثراست. پس طبيعتا اين قابليت را به وجود مي آورد که پيرامون يک اثر چندين و چند نقد مخالف و متناقض (حتي از يک منشا و منتقد يکسان) خلق شود.به خصوص در عالم هنر و سینما که دقیقا مبتنی بر احساس و لذتند و همین که یک کتاب یا فیلممخاطبش را از احساس و لذت سرشار کند توانسته یک فاکتور مثبتو مهم را کسب کند.وظيفه منتقد شکافتن اثر ،برداشتن حجاب رويي و يا نگاه از يک زاويه مغفول مانده به اثر است. ممکن است زاويه ديد 180درجه بچرخد پس مسلمانمی شود براي داوري به هيچ منتقدي اعتماد کرد، فقط مي توان براي تسهيل امر شناخت از آنها بهره جست،همين و بس.البته اينها لازمه کار نقد و نهفته در بطن کار است و نه منتقد مقصر است نه خواننده حيران مانده!