جایی میان همیشه و گاه
گشتی در فرهنگ و هنر
|
|
در جستجوی رنگ آبی عشق "در جستجوی رنگ آبی عشق"
"باغبان وفادار" ساخته "فرناندو میریس". مرد در دانشگاهی سخنرانی میکند، دختر که یک فعال سیاسی است به بحث و جدل با او میپردازد.بعد از سخنرانی میفهمیم که مرد هم کمابیش با دختر هم عقیده است.آنها در خیابان قدم میزنند. دختر مرد را به داخل خانه دعوت میکند و ... .
"Killing me softly" ساخته "چن کایگه".دختر و پسر در کنار چراغ قرمز برای یک لحظه چشم در چشم میشوند. دختر آرامش ندارد. هر طور شده پسر را پیدا میکند و عشق حقیقی چند لحظه بعد در ورودی خانه ی پسر شکل میگیرد!!!
"ننگ بشری" ساخته "رابرت بنتون" . پسر جوان دختر را در کتابخانه میبیند و سر صحبت را باز میکند. چند دقیقه بعد در خانه پسر هستیم که قرار است کتابی را به دختر بدهد. به پنج دقیقه نمیرسد که کار به جاهای باریک میرسد.
*** چنین صحنه هایی به وفور در فیلمهای امروزین دیده میشود. عشقهایی که در لحظه شکل میگیرند و در کمتر از یک ساعت به ارتباط جسمی بدل میشود.دیگر خبری از عشقهای پاک گذشته نیست. گویی که محک عشق، جسم است.اگر طرف مقابل شخصیت اصلی را در بستر ارضا کرد، وارد مرحله بعدی عشق میشود و الا همه چیز تمام میشود.اینگونه است که تعریفی که سالهای سال از عشق داده میشود، بی معنا میشود. درد و رنج عاشق و ناز معشوق، شوخی ای بیش نیست. حالا کافی است کمی خوش قد و بالا باشید. همه مشکلات حل میشود. به همین راحتی تمام زحمات لیلی و مجنون و فرهاد و تمام عاشقان تاریخ زیر سوال میرود. همه چیز به طرز مشمئز کننده ای راحت و بی روح است. دیگر همراه عاشق، درد نمیکشیم. با او منتظر یک لحظه نگاه معشوق نمینشینیم. دیگر عاشق برای اینکه لحظه ای با معشوق صحبت کند، نیاز به ساعتها برنامه ریزی و دردسر ندارد. عشق در لحظه شکل میگیرد ولی عشقی که با عفاف و صبر همراه نباشد، ارزشی ندارد. ارتباط جسمی فقط بخشی از کل است و در عشق حقیقی، در درجه چندم اهمیت. اما چیزی که امروزه به ما نشان داده میشود. عشق های آتشین و تکرار ناشدنی هستند که از فیلتر بستر گذشته اند.
"ننگ بشری" ساخته"رابرت بنتون". دختر وپسر پس از عشق بازی. دختر: باورم نمیشود،این کار توی شهر ما یه جور دیگه انجام میشه. پسر: آره، میتونم تصور کنم.اول همدیگر رو یکشنبه ها،تو کلیسا میبینند.وقتی پاییز میاد و بعد زمستان و هوا سرد میشه،اون موقع،سورتمه سواری و اسکیت روی دریاچه یخ زده و خواندن آهنگ مذهبی در کریسمس. دختر: ایستادن روی تنه درخت یادت رفت.و در آوردن سیب از آب... |
|