جایی میان همیشه و گاه
گشتی در فرهنگ و هنر
|
|
همان بالا و پایین های همیشگی "همان بالا و پایین های همیشگی" حسین رضازاده از حضور در المپیک پکن انصراف داد. اعلام چنین خبری در هر کشوری، شوک بزرگی برای علاقه مندان به ورزشکار و ورزش است اما اتفاقی است که دیر یا زود باید بیافتد و همه میدانند که دنیا به آخر نرسیده است و یک قهرمان تا آخر عمر قهرمان نیست. حال در کشوری مثل ایران که عادت دارد هر پدیده را در دو حد بینهایت مثبت و منفی نگاه کند، این پدیده تبدیل به یک بحران در همه سطوح میشود. وقتی آثار بیماری و کم شدن توان قهرمان مشاهده میشود، همه به دست و پا می افتند، از پزشک تیم تا رییس سازمان ورزش و چه بسا سطوح بالاتر کشور، که چگونه از شکستن بت قهرمان جلوگیری کنیم. چه کنیم که سایه ای که به واسطه قهرمانی های این ورزشکار بر سر ما افتاده است و ما را تا مدتها بیمه کرده است از افتاب تیز انتقادات، از بین نرود. و این گونه میشود که تا دو هفته مانده به بازیهای المپیک، این اعلام به تاخیر می افتد. آن هم با هزاران مقدمه و موخره در باب حفظ جان قهرمان و استفاده از او در جایی دیگر – که آینده نشان خواهد داد که این حرف چقدر گزاف است-. حسین رضا زاده پدیده ای بی نظیر در ایران و کم نظیر در دنیا است. به جرات میتوان ایرانی پیدا کرد که او را نشناسد و به او افتخار نکند. اما کار از جایی میلنگد که متاسفانه و یا بهتر بگویم بدبختانه، یک قهرمان ورزشی در چشم مسئولان، همان پهلوان است. آنهم چه پهلوانی، کسی که در گفتار و کردار قدمی به چپ و راست نمیگذارد و پهلو به پهلوی معصومان ایستاده است. خب کسی که چنین تعریفی از او در ذهن مردم شکل داده ایم، نه میتواند شکست بخورد – که در هر ورزشی وجود دارد- نه میتواند در یک آگهی تلویزونی شرکت کند تا نیازهای مادی اش را بر طرف کند، نه میتواند حرفی بزند، چون مردم از او نتظار دارند!! در هر جمله اش، ده حدیث و هزاران سخن نغز بیرون بریزد در حالی که او این توانایی را ندارد – که این در ذات خود اصلا عیب نیست- و نه حقوقی در شان افتخاراتش به او میدهیم که نیازی نباشد شانش را بشکند و تن به هر کاری بدهد. میبینید، به همین سادگی، هم خدا را میخواهیم و هم خرما را. هم از یک انسان با توانایی های ورزشی بالا انتظار داریم جامع الاطراف باشد و هیچ اشتباهی نکند در حالی که ابزارش نه از نظر مادی و نه از نظر معنوی موجود نیست. حسین رضا زاده مرد بزرگی است. مقاومت در برابر وسوسه بزرگ میلیون دلاری کشورهای دیگر، کار هر کسی نیست. اما ما از او انسانی دست نیافتنی و پهلوانی بی مانند در آسمانها میسازیم، از احساسات پاک دینی او سوء استفاده میکنیم -تا جایی که فریاد یا ابالفضل او که از سر اخلاص و علاقه قلبی است تبدیل به فریادهای گوشخراش و نوشتن روی پیراهن و حرکاتی شعاری از این دست میشود- ، از او نردبانی میسازیم که ما را چند پله در رده های مدیریتی بالا ببرد – سیل هدایایی که پس از هر قهرمانی اعلام میشود و نصف آنها البته اهدا نخواهد شد، را که یادتان هست – و پارچه ای که روی کمبودها و کاستی ها و ضعف هایمان بکشیم. حسین رضازاده و کاری که با او شد، معامله ایست که با همه قهرمانانمان انجام میدهیم، حال یکی مانند او خواسته یا ناخواسته تن به این بازی کثیف میدهد و یکی مثل حاجی زاده -کشتی گیر جویباری – سرکشی میکند و از صفحه ورزش و قهرمانی پاک میشود. |
|