جایی میان همیشه و گاه
گشتی در فرهنگ و هنر
|
|
نگاهی به چارلی کافمن (1)
"پرسه در هزارتوی انسانی!!"
حتی با دیدن یکی از آثار چارلی کافمن به راحتی میتوان رای به نبوغ و سطح بالای کارهایش داد. چارلی کافمن که پیش از "جان مالکوویچ بودن" فقط چند کار تلویزیونی انجام داده بود، با این فیلمنامه توانست جایزه بفتا را بدست آورد و نامزد اسکار شود. اما جدا از این جوایز، او سبک عجیب، متفاوت و چند لایه خود را با این فیلم به همه نشان داد، سبکی که به خوبی در دیگر آثارش آن را ادامه داد و درآفتاب ابدی یک ذهن پاک به اعتلا رساند. دنیای فیلمهای چارلی کافمن پر است از شخصیتهای تنها. این تنهایی صرفا فیزیکی نیست، کریگ در جان مالکوویچ بودن ازدواج کرده است ولی او و همسرش با علایق متفاوت و در دنیای شخصی خود زندگی میکنند و کریگ ایده آل های ذهنی اش را در نمایشنامه ها و عروسک های خیمه شب بازی، جستجو میکند. در طبیعت بشری این تنهایی بسیار شدیدتر است، سه شخصیت اصلی این فیلم، دختری که بیماری خاصش باعث دوری او از جامعه میشود، پسری که فکر میکند یک میمون است و در جنگل زندگی میکند یا مردی که به خاطر فشارهای کودکی به صورت بیمارگونی علاقه به یاد دادن آداب انسانی به حیوانات دارد، حتی با وجود خانواده، هیچ همدمی ندارند. این شخصیتها معمولا افراد سرخورده ای هستند که جامعه آنها را به بازی نمیگیرد و منزوی شان کرده است. دسته دیگر افراد هوشمندی هستند که تلاش برای آفرینش اثر، آنها را از اجتماع دور میکند. در اقتباس چارلی کافمن!! در تلاشی فرساینده برای اقتباس فیلمنامه از کتابی است که هیچ داستان سر راستی ندارد و در Synecdoche, New York ، کِیدن به دنبال آرزوی انجام نمایشی بزرگ از زندگی اش، بیست و چند سال تلاش میکند، زندگی اش را از هم میپاشاند و در نهایت واقعیت و رویا چنان در هم می آمیزند که تشخیص هر کدام ناممکن میشود. کافمن این شخصیتها را با تمام ضعفها و قوتهایشان در شرایطی بغرنج قرار میدهد، اینجاست که آنها میبایست به تنهایی از مسیر پر پیچ و خمی عبور کنند که سرگشتگی پایان آن است. فیلمنامه های کافمن فارغ از اینکه در چه زمان و فضایی قرار دارند، ویژگی های مشابه دارند که میتوان آنها را به صورت زیر طبقه بندی کرد: · کمدی: این آثار معمولا در دسته کمدی قرار میگیرند حتی فیلم تلخی مانند Synecdoche, New York در حالی که کمدی نیستند. فضای شوخ و شنگ و مفرح خاصی برآنها حاکم است که بیشتر ازآنکه خواننده را به خنده بیاندازد، او را وادار به تفکر، تامل و البته تعجب میکند. شاید این پوسته سرحال و سرخوش بهترین راه برای ارایه مفاهیم عمیق و پیچیده فکری موجود در لایه های فیلم باشد. · پیچیدگی: آثار کافمن بسیار پیچیده و تودر تو هستند. این پیچیدگی البته از جنس کارهای لینچ نیست اما به همان اندازه قدرتمند و تاثیر گذار است. داستانها و شخصیتهای آثار او معمولا در شرایط و موقعیتهای آبزورد و عجیبی گرفتار میشوند که چه واردش شوند (مانند جان مالکوویچ بودن) و چه برای خروج از آن تقلا کنند (مانند آفتاب ابدی... یا اقتباس) نتیجه ای جز در هم تنیده شدن کلاف حوادث و سردر گمی بیشتر ندارند. این سیر وقایع به قدری قدرتمندانه طراحی و پرداخت میشود که بیننده به خوبی با شرایط ناممکن و غیر قابل باور داستانها کنار آمده و با شخصیتها همراه میگردد. این درهم تنیدگی استادانه از نظر من مهمترین و اصلی ترین خصیصه آثار کافمن است که همچون پی و فونداسیونی مناسب و کارآمد، مفاهیم آثار و لحن غیرجدی او را در کنار یکدیگر چفت میکند. · همه فهم بودن: فیلمهایی که بر اساس فیلمنامه های کافمن ساخته شده اند، خاصیتی سهل و ممتنع دارند. لایه جذاب رویی و لایه های متعدد و متنوع زیرین آثار این فرصت را به هر تماشاگری میدهد که با توجه به سطح تفکر و علایق و هدفی که از دیدن فیلمها دارد، بهره خود را از اثر بردارد. آثار او نه آنچنان پیچیده و شخصی هستند که برای درکشان لزوما به پیش فرضها و یا مطالعات گسترده و گمانه زنی های فراوان نیاز باشد و آنچنان ساده و رو که بعد از خروج از سینما فراموش شوند. · مفاهیم عمیق: کافمن زیر لایه شوخ و شنگ فیلمنامه هایش به موضوعات و دلمشغولی های پیچیده و عمیقی میپردازد. این دلمشغولیها لزوما سوالات فلسفی پیچ در پیچ نیستند و شاید در ظاهر به یک آرزو و خواهش بچه گانه شبیه باشد مانند آرزوی"جای دیگری بودن" که شاید انسانهای زیادی به آن فکر کرده باشند و یا دغدغه کنترل زندگی دیگران ( جان مالکوویچ بودن)، زیر و رو کردن خاطرات خوب و بد و جستجوی پاسخی برای آرزوی "کاش این اتفاق از یادم برود!!" ( آفتاب ابدی.... ) اما او با پرداختی هنرمندانه، این احساسات و آرزوها را از دو سو ادامه میدهد، از یک طرف او به ریشه این خواست ها میپردازد و شخصیت ها را وامیکاود و از سوی دیگر، واقعیت و رویا را به کار میگیرد تا این آرزو را ممکن سازد و شخصیت را تا پایان راه ببرد. |
|