"در کافه رندان"

 

چند سال پیش هفته نامه "مهر " تعطیل شد. چند سال قبل تر، این نشریه به سردبیری علی میرفتاح و در دوران ریاست محمد علی زم بر حوزه هنری منتشر شد. ظاهر مناسب و قیمت ارزان آن جذبمان کرد و رفته رفته شد دغدغه روزهای سه شنبه، حالا قیمت ارزان بلای جان ما شده بود چون هر کسی، آشنا و نا آشنا، میخریدش و دست ما کوتاه میماند. "مهر" فراز و نشیب زیادی داشت و چند بار سردبیر عوض کرد تا دوباره میرفتاح و دارو دسته کرگدن برگشتند و توفان به پا شد.

نویسندگان "مهر" سبک به خصوصی داشتند، درباره همه چیز مینوشتند ولی نه رسمی و کلیشه ای، اگر قرار بود از سینما بنویسند دست روی نکاتی میگذاشتند که مصداق "آب در خوابگه مورچگان میشد" و اگر قرار بود کتاب معرفی کنند، طوری با خاطرات و خطرات مخلوطش میکردند که اگر کتاب خوان نبودی و یا علاقه ای به این کتاب نداشتی، باز هم مطلب را تا آخر میخواندی، نوشته ها در دو وجه خود کولاک بودند، محتوا و متن. آنها به هنجارهای مورد پذیرش جامعه که مدتهای مدیدی بدون پرسش از چرایی و چیستی بر جامعه حاکم هستند، تلنگر میزدند، طبعا گردو خاک هم به پا میشد ولی آنها پیه همه حرفها را به تن خود مالیده بودند.

"مهر"ی ها به سبک خاصی رسیده بودند و مشتری های پرو پاقرصی داشتند تا اینکه در یک شماره وارد قلمرو تلویزیون شدند و طومارشان در هم پیچیده شد.( هنوز در حسرت این هستم که ببینم چه نوشته بودند چون شماره آخرش را نتوانستم پیدا کنم).

 و حالا بعد از چند سال میرفتاح و عده ای از دوستانش که ترکیبی از همرزمان قدیم و پایه های جدید است در کافه شرق-ضمیمه پنج شنبه های روزنامه شرق- دور هم جمع شده اند. اینجا یاران کرگدن به مفاهیمی میپردازند که ظاهرا بدیهی است و بی سوالی آنها را میپذیریم بدون اینکه بدانیم چرا، به چیزهایی معتقدیم که دلیل درستی آنها را نمیدانیم، وآسیب شناسی یک ایراد جمعی،" انتقاد پذیر نیستیم". این ضمیمه را از دست ندهید.

سیاوش پاکدامن

************************************************************

 

"جشنواره نوشيدنی ها دور يک ميز"

 

همیشه دوست داشته ام آدمهاي دور و برم خودشان باشند،براي معرفي خودشان به سابقه خانوادگي و فضايل فک و فاميلشان رجوع نکنند و با داشته هاي خودشان زندگي کنند! گناه خودشان را خودشان گردن بگيرند ، به افتخارات خودشان ببالند و از حرفهاي ديگران براي اظهار فضل و نمايش هويت نداشته اشان کلاژ نسازند! اين «خود» بودن همه جا زيباست و از همه مهمتر در حوزه فکر و انديشه. صاحب نظر بودن و داشتن استقلال نظري و فکري قبل از آنکه نيازمند سطح بالايي از تحصيل و مطالعه و علم اندوزي باشد،به ميزان پذيرش «خود» بستگي دارد.به اعتماد به نفسي که منشاش درون ماست و به ما يادآوري مي کند که «همين هستيم که هستيم نه کمتر نه بيشتر»!

اينکه آدمهايي که خودشان هستند دور هم جمع شوند و حرفهاي خودشان را بزنند اصلا کار خارق العاده اي نيست.اين وسط هيچ اتفاق عظيمي رخ نداده جز اينکه کسي يا کساني در اين وانفساي فراموشي و غفلت از «خود» توانسته اند «حفظ فرديت در جمع» را با هم توافق کنند. «کافه شرق»  خيلي راحت و ساده کاري مي کند که با اين قضيه کنار بياييم. يادمان باشد که هر کس براي خودش کسي است و وقتي براي خودش کسي شد حتما براي بعضي ديگر هم کسي است و البته تعداد اين بعضي ها ممکن است متفاوت باشد! «کافه شرق»به راحتي يک قهوه و از آن هم سهل تر نوشيده مي شود. انگار دور يک ميز بزرگ هر کس نوشيدني مورد علاقه اش را سفارش داده و در حين نوشيدن خاطره اي تعريف مي کند که به بعضي هايش مي خنديم،با بعضي هاي آن به فکر فرو مي رويم و بابعضي هاي ديگر چون حرف دل ما را زده اند يا حس مشترک نوستالژيکمان را تقويت کرده اند حال مي کنيم. آيا براي اهالي کاغذ و قلم و هنر و کتاب غير از گفتن و شنیدن چنین خاطره هایی شيوه بهتري براي لذت بردن در اين دنياي «کم لذت» وجود دارد؟

محمد خیرآبادی

************************************************************

 

"خوشی های ناپایدار"

 

نمي دانم چه حکمتيست که در اين چند ساله وقتي روزنامه يا مجله اي کاغذ سفيد خود را با با کاغذ بي کيفيت درجه 2 و 3 تعويض مي کند، بعد از مدت کوتاهي شاهد افت کيفيت مطالب آن نشريه نيز هستيم.

يکي از  اين نشريات هفته نامه "مهر" بود که اگر اشتباه نکنم تا حوالي سال 77 با کاغذ سفيد اعلا زير چاپ  مي رفت با قيمت يک سکه ناقابل 25 توماني. به دليل مشکلات مالي کيفيت کاغذ مهر تغيير کرد. طبق روال هميشگي مدير مسئول يا سردبير هفته نامه در اولين سرمقاله يا يادداشت بعد از تغيير نشریه مي نويسد که اين تغيير کيفيت کاغذ فقط براي صرفه جويي در قيمت تمام شده نشريه است ، اما ما که مي دانيم اين تغيير منجر به صرفه جويي در خلاقيت نويسندگان آن نشريه هم خواهد شد. مدت زيادي طول نکشيد که کيفيت نوشته های مهر  هم به تبعيت از کيفيت درجه 2 يا 3 کاغذ به شدت افت کرد به گونه اي که بعد از مدتي ديگر مهر چاپ نشد و به خاطره ها پيوست.

هفته نامه مهر با مديريت "محمد علي زم" که يکي از! خلاقترين مديران مجموعه هاي فرهنگي پس از انقلاب بود به همراه شور و حال و تازه نفسي نسلي جوان منجر به پا گرفتن نشريه اي شد که يکي از محبوبترين نشرياتيست که در اين سالها علاقه مندش شدم اما انگار تقديري گريز ناپذير است که هيچ خوشي اي پايدار نباشد...

حمید دهقانی

************************************************************