لبخند زندگی
دیکونی! باز کرده ای ، بازار کساد است... بعضی مواقع سه چهار ساعتی میگذرد و کسی حالت را هم نمیپرسد – البته به غیر از همسایه ای که او هم از سوت و کوری بازار به تو فرار میکند- بازار ارز و طلا و سکه و پنبه و کشک و پشم و همه چیز در هم و برهم است، قیمت ها یک روزه بیست سی درصد بالا میرود و تو هر روز زورت کمتر میشود، دوست عزیزت بعد از پنج شش ماه چشم انتظاری اسکولار شیپش (Borsie ba hazine dolat fakhime ostoralia) هیچی میشود ، بهت جواز کسب نمیدهند و برای ثبت شرکت چشمت را از حلقت بیرون میکشند و ما همچنان پیروزمندانه تحریم ها را دور میزنیم (هزینه های دور زدن را فقط سوال نکنید! ) ........

شب یلداست و وقت زیاد داری و بیکار چشم به در سکوریت فروشگاه نشسته ای و تصمیم میگیری DVD های فیلمهایت را مرتب کنی و لیستشان را بنویسی و ناگهان زندگی دوباره به تو لبخند میزند، نام فیلمها را تایپ میکنی و هر لحظه در خاطرات خوش تماشای آنها غوطه ور میشوی، بیل را بکش 2 را دوباره روی هارد رایانه ات کپی میکنی، نه اینکه حتما ببینی اش، همینکه هر از گاهی نامش را ببینی و حالش را بببری . بله معجزه سینما حقیقت دارد تو تقریبا بعد از یک سال دست به قلم! میشوی و میخواهی اشعه های این اعجاز را با دنیا تقسیم کنی
پس با هم بخوانیم:
آواز در باران، Little miss sunshine، کافه ستاره، سلام عشق (هندیش البته)، به چه زندگی شگفت انگیزی، 12 مرد خشمگین، Clerks ، هملت (کوزینتسف) و .... اصلا بگذارید بعدا فایل اکسلش را آپلود کنم
گشتی در فرهنگ و هنر