شاهكار بيست دقيقه اي
"شاهکار بیست دقیقه ای"
با اينکه يکباراز سی دی فروشی های روبروی دانشگاه تهران زخم خورده بودم باز هم نا خود اگاه هنگام گشت و گذار توی کتاب فروشی های انقلاب چشمم به يک فروشگاه سی دی- کتاب افتاد که سی دی های متفاوتی در ان ديده می شد ازبرخی فيلمهای سينمايي کم ياب تا مجموعه های ناب موسيقی سنتی ايران. قبلا يک بار گول آلبومهای کمياب استاد شجريان که روی پاکت سی دی نوشته شده بود اما توی سی دی نبود را خورده بودم اما اين بار ريسک قضيه به گونه ای بود که تجربه قبلی را فراموش کردم و حاضر شدم سی دی «خانه سياه است » به کارگردانی فروغ فرخ زاد را به هر قيمتی که فروشنده می گفت بخرم . کاری نداشتم که نوشته های روی سی دی مثل «نسخه کامل بهترين فيلم مستند تاريخ سينمای ايران» يا «به همراه نه قطعه اضافه شده» يا «صدا و تصویر پالايش شده» و....صحت دارد يا نه ؟ مهم ديدن «خانه سياه است» بود.گرچه تمجيد وتعريف بزرگان سينماي ايران از بيضايي و مهرجويي تا گلستان و گلمكاني و ديگران را نمي توان ناديده گرفت.
مي توان از ساخت هنر مندانه و توليد حرفه اي «خانه سياه است» نوشت يا از اهميت انتخاب قابها و تصاوير بديع و زيبا و تاثير نگاه عكاسانه در آن حرف زد و حتي مي توان از توصيف شاعرانه و «زشتي ها را به زيبايي هر چه تمام نشان دادن» سخن به ميان آورد. بار اول كه فيلم را ديدم احساس كردم حرفهاي زيادي براي گفتن دارم. حجم نكات قابل ذكر به شدت رشد مي كرد و حتي يادداشت كردن انها روي كاغذ جوابگو نبود. مي خواستم بحث را از استوديوي گلستان شروع كنم و نظرم را در مورد فيلمهاي سفارشي بيان كنم اما قصد داشتم گريزي هم به بحثهاي اگزيستانسياليستي بزنم و اهميت نشان دادن سياهي ها و زشتي هاي دنيا را يادآور شوم. حتي سعي ام بر اين بود در اين بين تصاوير و جملات زيبا و شاعرانه اي را كه به تنهايي يك عكس شگفت انگيز يا جان مايه يك فيلم بودند بازنمايي كنم. مثل آن مردي كه كه كنار ديوار راه مي رود و روزهاي هفته را مي شمارد يا پسر بچه
جذامي كه در جواب سئوال معلم درمورد چند چيز زشت مي گويد: « دست ، پا ، ... »! از همه چيز كه گذشتم ياد همشهري كين افتادم. شاهكاري كه هر وقت مي بيني تازه است و انگار براي آن ساخته شده كه هميشه در شگفتش بمانيم. مي خواستم بگويم «خانه سياه است» همشهري كين سينماي ماست بدون هيچ شباهتي و با شباهتهاي بسيار! درست كه همشهري كين مستند نبود و آنچنان هم تحت تاثير عكس و يا شعر قرار نداشت اما «خانه سياه است» مانند آن ، با توجه به زمان ساخت و تكنولوژي تصويربرداري و تدوين و ... آن زمان، يك پيشرو و الگو براي آثار سينمايي و مستند بعد از خود شد. از اين هم گذشتم.
به اين نتيجه رسيدم كه «خانه سياه است» سنگ بزرگي است كه برداشتنش نشانه نزدن است.احساس مي كنم كه گاه گفتن درباره آنچه نمي دانيم بهتر و شايسته تر از گفتن درباره دانسته هاست. دانسته هايي كه به آنها مطمئنيم خطرناكتراز شكها و ترديدهاي ماست برخلاف آنچه رايج است و از شك بيشتر مي هراسند! همه ستايشها را به كناري نهادم و براي يك لحظه در اين سئوال فرو رفتم: «اين هماهنگي بين متن(شعر) فروغ و تصاوير از كجا آمده است؟ آيا فروغ براي تصاوير شعر سروده يا تصاوير با اشعار او همخوان درآمده است؟»
من هنوز نتوانسته ام به اين سئوال پاسخ دهم شما چطور؟
گشتی در فرهنگ و هنر